با سلام به همه هم ولايتي هاي عزيز،در اين مدت كه ما نبوديم در حال ساخت وبلاگي جديد بوديم و به خاطر نبودنمان از شما عذر خواهي مي كنيم.و اما نام وبلاگ جديد ما:
www.vadeghanpage.blogfa.com
+ نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 10  توسط وادقانی
|
همه فریاد یا حسین سر میدادند٬اما در گوشه ای از این دنیا یوسفی تنها و در عزای جد غریبش می گرید.پس کجایند کسانی که می گویند کاش ما کربلا بودیم و در راهت حسین جان سر میدادیم٬بیایید برای مهدی (عج)یار باشیم.بیایید دل نازنینش را نسوزانیم.فقط ریا و .....اکنون صدای مهدی (عج)می آید که از شما طلب یاری می کند.پس کجایید؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 11  توسط وادقانی
|

شد محرم تا در عزای حسین غم خانه شویم.
التماس دعا.
+ نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 23  توسط وادقانی
|
+ نوشته شده در جمعه 6 دی1387ساعت 14  توسط وادقانی
|
راستی آقای تقدیری (ره)احتمالا یادش رفته بود که از قبر بیرون بیاید و به پسر شان بگوید :نرو مسجد جامع وادقان .
مسجد رفتن هیچ مشکلی ندارد بلکه فقط نماز خواندن در آنجا مشکل دارد.فراموش نکنید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387ساعت 16  توسط وادقانی
|
سلام
وادقانی زیبا ٬ وادقانی دلنشین٬اما کجاست؟تنها به خاطر ساختن یک مسجد در وادقان اختلاف هایی ایجاد شد.اگر این مسجد ساخته نمی شد مشکلی پیش می آمد.آیا باید مسجد در یک مکان غصبی ساخته میشد تا مشکل دو دستگی پیش بیاید.مگر در وادقان جای دیگری نبود؟ چرا با یک گرایش غلط این همه اختلاف ایجاد کردید.؟چرا در آن زمان زیارت را درست نکردید تا مشکل دودستگی پیش نیاید.؟ تنها ما از آیت اله تقدیری(ره) پیروی کرده و یک مکان جدا از مسجد درست کردیم.آیا آیت اله تقدیری(ره) عاقل تر از عده ای نیست که مسجد را بر حق می دانند؟تا به کی می خواهید با چشمان بسته به این راه ادامه دهید.منطقی برخورد کنید و درست فکر کنید و به عنوان یک آدم بی طرف ببینید که اشتباه از کجاست.بیایید به این کارها ی اشتباه پایان دهید.اکنون زمان فکر کردن است نه جنگ کردن.
یا حق
+ نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت 15  توسط وادقانی
|
سلام.اومدم فقط بگم منتظر باشید .یه هفته ی دیگه می خواهیم یه تغییر اساسی تو مطالب و تو طرح وبلاگ بدهیم.منتظر ما باشید.دیر نکنید.امیدوارم این فرصت را از دست ندهید.فقط هفت روز دیگه.
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 15  توسط وادقانی
|
سلام.راستش و بخواهید ما دیدیم هر چی که بنویسیم به نتیجه نمی رسیم و فایده ای نداره به همین خاطر کمی بی خیال شدیم.ما که نتونستیم حقمون را بگیریم.حقی که داشتیم خوردن یه آبم روش حالا فقط اومدیم بگیم ما هنوز هستیم و حالا ٬حالا ها نمی تونید ما را از وادقان حذف کنید.یادتان باشد روز قیامتی هم هست.ما بر می گردیم دوباره.منتظر باشید.
+ نوشته شده در شنبه 16 آذر1387ساعت 16  توسط وادقانی
|
سلام٬حالتون که خوبه؟دلمون براتون تنگ شده بود!!چه خبر از اوضاع وادقان؟چه کارا کردید؟اوضاع فرق کرده یا هنوز.....بگذریم .ما بازم برمی گردیم با مطالبی جدید پس تا بعد خدا نگه داتون باشه....خبری بود بگویید ما منتظریم.
+ نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت 14  توسط وادقانی
|
سلامی دلنشین و زیبا به تمامی شما هم ولایتی های عزیز.در کوچه های روستا وقتی نگاه می کنی یاد خاطره های گذشته میفتیم.خاطر های زیبا و زشت.اما چرا تنها خاطره های زشت به یاد ما می ماند و خاطره های زیبا از یاد ما می رود؟ دلم برای آن روستای زیبا و قشنگی که هیچ مشکلی نداشت تنگ شده.روستایی که دو دستگی نبود و هیچ اختلافی نبود .روستایی که جوانان آن هیچ مشکلی نداشتند.دلم تنگ شده برای آن روستای زیبا....تصوّر کن اگه حتی تصوّر کردنش سخته...
+ نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت 11  توسط وادقانی
|